۱. اميرحسين معنی امیرحسین :امیر خوب و نیکو، پادشاه نیک، حاکم صاحب جمال – مرکب از دو اسم امیر و حسین، کسی که حسین علیه السلام امیر و حاکم اوست ۲. ابوالفضل معنی ابولفضل :خداوند هنر. صاحب فضل. پدر فضل، (در اعلام) نام یکی از پسران حضرت علی (ع) و برادر امام حسین (ع )، (عباس بن علی معروف به قمر بنی هاشم) – خداوند و صاحب هنر، کنیه دینار، لقب چهارمین فرزند علی (ع) ۳. علی معنی علی: بلند، بلند بر آمده، بلند قدر، بزرگ، شریف، توانا، کلان، نامی از نام های خدای تعالی، (در اعلام) نام امیرالمؤمنین علی (ع) ۴. محمد معنی محمد: ستوده، بسیار تحسین شده، آن که خصال پسندیده اش بسیار است، (در اعلام) نام پیغمبر اکرم (ص )، نام سوره ی چهل و هفتم از قرآن کریم دارای سی و هشت آیه – ستوده شده. ۵. مهدی معنی مهدی: هدایت کرده، هدایت شده، نام قائم منتظَر (ع) در نزد شیعه ۶. امير علی معنی امیرعلی: امیر و حاکم بزرگ و بلند قدر، پادشاه شریف و توانا – مرکب از امیر (پادشاه) +علی (بالا رفتن و صعود کردن) ۷. عليرضا معنی علیرضا: کسی که علی علیه السلام از او راضی است مرکب از دو اسم علی و رضا ۸. اميرمحمد معنی امیرمحمد: امیر بسیار تحسین شده وپادشاه ستایش شده و پسر سلطان محمود غزنوی بود که چندی بعد از پدر به تخت شاهی نشست. ۹. حسين معنی حسین: صاحب جمال.خوب، نیکو، (در اعلام) امام سوم شیعیان و پسر علی ابن ابی طالب (ع) از حضرت فاطمه (س) – نیکو، خوب، مصغر حسن، نام امام سوم شیعیان ۱۰. محمدرضا معنی محمدرضا: از نام های مرکب، محمد و رضا –  کسی که حضرت رسول اکرم محمد صلی الله علیه وآله از او راضی است. ۱۱. محمد مهدی معنی محمدمهدی:  ستوده هدایت کننده، ترکیب دو اسم محمد و مهدی است . که کلمه محمد برگرفته از نام رسول الله است و مهدی نام آخرین امام ما شیعیان . امام زمان . ۱۲. رضا معنی رضا: خشنود، خرسند، خوشدل، خرسندی-خشنود شدن. ۱۳. اميررضا معنی امیررضا: از نام های مرکب، امیر و رضا- کسی که امیر و سلطان از او راضی و خوشحال است ۱۴. محمدحسين معنی محمدحسین: نام ترکیبی از اسم محمد به معنای ستوده شده و حسین به معنای نیکو و صاحب جمال است. ۱۵. محمد طاها معنی محمدطاها: نام ترکیبی از اسم محمد به معنای ستوده و طاها که شکل فارسی از طه نام سوره ای در قران کریم است. ۱۶. محمد امين معنی محمد امین: لقب پیامبر گرانقدر اسلام- به معنی محمد درستکار و پاک دست ۱۷. عرفان معنی عرفان: شناختن و دانستن بعد از نادانی.  تصوف، الهیات، حکمت، شناخت، علم، معرفت ۱۸. محمدجواد معنی محمد جواد: بنده ستوده شده خدا و بخشاینده ۱۹. امیرمهدی معنی امیرمهدی:  امیر هدایت شده، فرمانروای ارشاد گردیده – ترکیب نامهای امیر و مهدی، کسی که حضرت صاحب الزمان سرور و فرمانده اوست ۲۰: علی اصغر معنی علی اصغر: فرزند شیر خواره امام حسین ع و شهید کربلا در روز عاشورا ۲۱. ياسين  معنی یاسین: نام سوره سی و ششم از قرآن مجید،«یا» حرف ندا و «سین » کنایه از لفظ سید است و یکی از اسمای حضرت محمد (ص ) است ۲۲. اميرعباس معنی امیرعباس :امیر شجاع و دلاور، پادشاه و حاکم چون شیر. ۲۳. سجاد معنی سجاد: سجده کننده، بسیارنمازخوان، سجده گر ۲۴. پارسا معنی پارسا: آنکه از گناهان پرهیزد و به طاعت و عبادت و قناعت عمر گذارد. باتقوا، پاکدامن، پرهیزکار، پرهیزگار، خداترس، دیندار، زاهد، صالح، عفیف ۲۵. طاها معنی طاها یا طه: نام سوره ٔ بیستم از قرآن کریم-  طالب حق و هدایت کننده ۲۶. سينا معنی سینا: به معنی دانشمند است که در ایران باستان خانواده های دانشمند را سئنا می گفتند- سوراخ کننده- شبه جزیره ایست کوهستانی در شمال شرقی مصر . ۲۷. متين معنی متین: باوقار، جاافتاده، سنگین، موقر، استوار، محکم، پابرجا، رزین، فرهیخته ۲۸. دانيال معنی دانیال: دانیال از پیامبران بنی اسرائیل و همزمان کورش کبیر و داریوش بزرگ هخامنشی بوده است. ۲۹. ايليا معنی ایلیا:راستگوی بزرگ، نام حضرت علی (ع) در تورات ۳۰. نيما معنی نیما: نام کوهی است حوالی نور ۳۱. احسان معنی احسان: بخشش، مهرورزی، نکوکاری، نکویی، نیکی ۳۲. آرمين معنی آرمین:نام چهارمین پسر کیقباد سردودمان کیانی، نژاد آرمین کی آرمین – از شخصیتهای شاهنامه، نام چهارمین پسر کیقباد، مرد همیشه پیروز ۳۳. عباس معنی عباس:  شیری که شیران از او بگریزند. بسیار شجاع و دلیر، عباسِ بن علی مکنی [کنیه او] ابوالفضل و برادر امام حسین (ع) که در واقعه عاشورا به شهادت رسید ۳۴. بنيامين معنی بنیامین: پسر دستِ راست من – پسر دست راست، نام کوچکترین پسر یعقوب و راحیل ۳۵. مبين معنی مبین: آشکارکننده، آشکار، روشن، هویدا، واضح، روشنگر | بیانگر، بیان کننده، نشان دهنده، نشانگر ۳۶. ماهان معنی ماهان: روشن و زیبا چون ماه، نام شهری در استان کرمان ۳۷. حمیدرضا معنی حمیدرضا: ستوده ی خوشنود ۳۸. شايان معنی شایان:  صفت فاعلی از شایستن- لایق وسزاوار و درخور. ۳۹: محسن معنی محسن: شاهنده، صالح، نیکوکار ۴۰. يوسف  معنی یوسف: از حواریون و شاگردان حضرت عیسی (ع ) وبه سبط افرائیم منسوب بود و به اعتقاد نصارا جسد مبارک حضرت مسیح را پس از مصلوب شدن در باغچه ٔ خود دفن کرد ۴۱. پرهام معنی پرهام: الهه تقدیر کننده طبیعت – برهان قاطع براهیم ابراهیم را معرب آن دانسته است ۴۲. حسن معنی حسن: نیکو، جمیل ۴۳. آرين معنی آرین:منسوب به آرین، آرین – آریایی نژاد، از نسل آریایی ۴۴. امیر معنی امیر:پادشاه، حاکم، حکمران، خان، خدیو، رئیس، ژنرال، سرلشکر، سلطان، شاه، شیخ، فرمانده، ملک ۴۵. آرش معنی آرش: نام پهلوانی کماندار از لشکر منوچهر.اسم مصدر آردن آوردن. ۴۶. سبحان معنی سبحان: تنزیه، تنزیه کردن، سبحان اله گفتن، خدا را به پاکی یاد کردن، پاک بودن، پاکیزه کردن، پاک، منزه ۴۷. امید معنی امید: آرزو، انتظار، رجا، توقع، چشمداشت؛ اشتیاق یا تمایل به روی دادن یا انجام امری همراه با آرزوی تحقق آن. ۴۸. سعید معنی سعید: خوش اقبال، خوشبخت، سعادتمند، نیک اختر، نیکبخت، همایون، مبارک، میمون، فرخنده، خجسته ۴۹. عرشيا معنی عرشیا: منسوب به عرش، عرش – ملکوتی آسمانی، مرکب از عرش + الف نسبت ۵۰. محمد پارسا معنی محمد پارسا: مرکب از محمد به معنای بسیار ستایش شده + پارسا به معنای زاهد و با تقوی است ۵۱. هادی معنی هادی: پیر، دلیل، راهبر، راهنما، رهبر، مرشد، معلم، رسانا ۵۲. كيان معنی کیان: جمع کی [ ک َ / ک ِ ] باشد، یعنی پادشاهان جبار بزرگ. ۵۳. میلاد معنی میلاد:  تولد، زایش، ولادت، روز تولد، هنگام ولادت، سالروز ولادت ۵۴. مصطفی معنی مصطفی: برگزیده، منتخب از نامهای پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد (ص) ۵۵. امین معنی امین: استوار، امانت دار، ثقه، درستکار، درست، درست کردار، صالح، موتمن، معتمد، موثق ۵۶. سهيل معنی سهیل: ستاره ای است معروف  که در آخر فصل گرما طلوع کند و میوه ها در آن وقت میرسند و چون در یمن کاملا مشهود است آنرا سهیل یمانی خوانند . ۵۷. محمدعلی معنی محمدعلی: ترکیب اسامی محمد و علی ۵۸. مرتضی معنی مرتضی: پسندیده- راضی کرده شده. خشنود شده. ۵۹. آرتين معنی آرتین: نسوب به آرت، پاکی و تقدس، (به مجاز) پاک و مقدس، (در اعلام) هفتمین پادشاه ماد ۶۰: پوریا معنی پوریا: هم خانواده پریا به معنی نیک صورت – نام پهلوان ایرانی معروف به پوریای ولی ۶۱. احمدرضا معنی احمدرضا:  از نام‌های مرکب؛ کسی که به اوصاف خشنودی و ستوده متصف است ۶۲. آريا معنی آریا: آزاده، نجیب، شعبه ای از نژاد سفید که از روزگاران بسیار قدیم در ایران، هند و اروپا ماندگار شده اند، نژاد هند و اروپایی ۶۳. حسام معنی حسام: تیغ، سیف، شمشیر، قداره ۶۴. علی اكبر معنی علی اکبر: از اسمی ترکیبی به معنی شریف و بزرگ مرتبه ۶۵. محمد ياسين معنی محمد یاسین: نام ترکیبی از محمد و یاسین.  به بالا رجوع شود. ۶۶. پویا معنی پویا: پوینده. رونده و برخی دونده را گویند. ۶۷. مجتبی معنی مجتبی: برگزیده. برگزیده شده.  برگزیده و پسندیده. ۶۸. حامد معنی حامد:ستایشگر. حمدکننده.درودفرستنده. سپاسگزار. ستاینده. ۶۹. محمدمتین معنی محمدمتین: نام ترکیبی از محمد و متین. به بالا رجوع شود. ۷۰. احمد معنی احمد:حمیدتر، ستوده تر، بسیارستوده، ازنامهای پیغمبر ۷۱. جواد معنی جواد: بخشنده، جوانمرد، سخاوتمند، سخی، کریم، مکرم ۷۲. امير حافظ معنی امیر حافظ: نام ترکیبی از امیر و حافظ به معنای امیر و فرمانده ای که نگهدار و پشتیبان دیگران است ۷۳. مهران معنی مهران: دارنده مهر، (در اعلام) نام یکی از خاندان های هفتگانه عصر ساسانی . نام رود سند است. نام رودی که از سمت مشرق آغازد و از جهت جنوب به سوی مغرب متوجه می شود و در طرف پایین سند به دریای فارس می ریزد. ۷۴. ساميار معنی سامیار:ثروتمند – کمک کننده به آتش محافظ آتش ۷۵. آراد معنی آراد: نام فرشته ای است موکل بر دین و تدبیر امور ۷۶. مانی معنی مانی: مانی (در لغت) به معنی ‘ اندیشمند ‘ است ۷۷. یونس معنی یونس: به معنی کبوتر است. سوره ی دهم از قرآن کریم ۷۸. اشکان معنی اشکان:  (اشک + ان (پسوند نسبت) )، منسوب به اشک که بانی و مؤسس خاندان اشکانیان بود – منسوب به اشک ۷۹: آرمان معنی آرمان: ایده، ایدئال، شعار، مرام، هدف، نصب العین، آرزو، امید، اندوه، حسرت، غم ۸۰. ابراهیم معنی ابراهیم: چهاردهمین سورۀ قرآن کریم،پدر عالی، (در اعلام) یکی از پیامبران اولوالعزم و نام فرزند حضرت محمد (ص) که در کودکی وفات یافت ۸۱. مهرداد معنی مهرداد: داده ی مهر، آفریده شده ی مهر، (در اعلام) اسم سه نفر از پادشاهان اشکانی بوده است. ۸۲. فرهاد معنی فرهاد: در بعضی منابع فرهاد را «یاری» معنی کرده‌اند . در شاهنامه پهلوان ایرانی دوران کیکاووس و کیخسرو، که رستم او را برای رهاندن بیژن از زندان افراسیاب با خود به توران برد؛ عاشق ناکام شیرین همسر خسرو پرویز. ۸۳. وحید معنی وحید:  بی همتا، تک، تنها، فرد، فرید، مجرد، منفرد، واحد، یکتا، یگانه ۸۴. سامان معنی سامان: خطه، سو، قلمرو، کران، مرز، حد، سرحد، ناحیه، منطقه، ابزار، اثاث، اسباب، وسایل، انتظام، ترتیب، نظام ۸۵. امیر شایان معنی امیر شایان: اسم ترکیبی از امیر و شایان . رجوع شود به معنی هر کدام از این دو اسم در بالا. ۸۶. آریا معنی آریا: جد داریوش بزرگ. طایفه ای هند و اروپائیان که در عهدی بسیار کهن با هم میزستند و بعد ها بدو بخش بزرگ تقسیم شد ۸۷. کامران معنی کامران: خوشگذران، عیاش، کامجو، کامروا، کامیاب، خوشبخت، نیکبخت ۸۸. رادین معنی رادین: جوانمرد – بخشنده، جوانمرد ۸۹. کسری معنی کسری: عنوان هر یک از پادشاهان ساسانی خسرو- منسوب به کسری، یعنی خسروی. ۹۰. فرزاد معنی فرزاد:  با فر و شکوه زاده شده، زاده ی با فر و شکوه و عظمت – زاده شکوه و جلال ۹۱. محمد عرفان معنی محمد عرفان: نام ترکیبی از محمد و عرفان. رجوع شود به معنی هر کدام از این دو اسم در بالا. ۹۲. یاشار معنی یاشار: جاویدان، همیشه زنده – عمرکننده، زندگی کننده ۹۳. افشین معنی افشین: لقب پادشاهان اسروشنه. نام سردار معروف معتصم خلیفه عباسی ۹۴. برهان معنی برهان: بینه، حجت، دلیل، فرنود ۹۵. مسعود معنی مسعود:  خوشبخت، سعادتمند، نیک بخت، مبارک، خجسته، میمون، همایون ۹۶. سامی معنی سامی: عالی، بلند مرتبه، بلند، (در اعلام) منسوب به سام پسر نوح نبی (ع ) ۹۷. ایمان معنی ایمان:  اطمینان، اعتقاد، باور، باورداشت، عقیده، گرویدن ۹۸. کاوه معنی کاوه: یکی از خاندانهای معروف پهلوانی دوره اساطیری ایران . به معنی پادشاه ۹۹. رامین معنی رامین: نام عاشق ویسه، این کلمه در بعضی منابع مرکب از «رام»به معنی طرب و «ین»است به معنی طربناک است. رامتین – عاشق ویس در منظومه ویس و رامین ۱۰۰. شاهین معنی شاهین: شاهباز، عقاب، لاچین، زبانه، میله

مشخصات

دانـــــلود

  • 142 views

برچسب ها

مطالب پیشنهادی ما

دیدگاه های شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *